
ببخشین دیر شد
همون نفر: نمتونم بیام جی: فاز؟ همون مفر: عاه خانم لی جی: ها (همون بادیگاردس هاااا چی شدددد زدمبهحستوننن کوک نییییی😂😂😂) بادیگارد: من اسمم رو نگفتم جی: جان برا همین ساعت ۹ اومدی اینجا ؟ ب/گ: بله اممم بیام تو؟ جی: اره بیا ببخشید از یادم رف بگم بیا ب/گ: مشکلی نیس (اومد تو ) مامان: پسرم چای بیارم یا اب؟ جی: مامان من نمفهمم منطقه تو و عمه هارو و خاله ها و حالا هرکی تو خانواده زنه میگن که چای یا کاپوچینو مامان: چه پ.ر.و.ی.ی دختر جی: بل 😐 ب/گ: لطفا زحمت نکنین فقط یه لیوان بهم اب بدین ازتون ممنون میشم مامان: چشم پسرم نامی و جی باهم: چشم😳 ؟ ب/گ: خلاصه من اسمم رو بگم نامی: این چرا اسمشو میگه که جی: خو دوست شدیم دیروز برا همین نامی: اها
ب/گ: تو رو خدا بزارین من اسمم رو بگم جی: تو رو خدا دلم سوخت بگو عزیزم اسمت رو ب/گ: 😐اوک اسمم جک ژانگ جک هس ب/گ: اسمت چه زیباست نامی: پس اسم من؟ جی: اسم تو رو والا بابابزرگ گذاشته دیگه انتظار داری(بچه ها برنخوره اینا همشونه فیکه خب من خودم نامی رو از جون خودم بیشتر دوست دارم)نامی: منطقی بود بعد تلوزیون رو باز میکنه جی: خب جک برا ثبحونه خونه ما باش باهم میریم خونه اقا جئون جک: ممنونم ولی زحمت جی: راحت باش جک جک: باش ممنون جی: فقط اب تو رو مامان نیوورد یه لحظه ماماننننننن مامان: بلههههه جی: اب این بنده خدا کجاس مامان: اوا با خالت میحرفیدم از یادم رف الان مییارم (بعد دو دقیقه میاره)
بعد صبحونه میرن باهم خونه جئون جی : داشتم تو راهرو راه میرفتم که پسر اقای جئون رو دیدم با کت شلوار واو عالی شده از زبان کوک: بابام یه دختر رو بادیگارد گرفته اصلا خوشم نمیاد به مردی که عمومه بابا بگم بابام تو یه ت.ص.ا.د.ف م.ر.د و از اون روز عموم بزرگم میکنه و میخواد بهش بگم بابا ولی مشکلی نیس خلاصه داشتم از اتاقم اومدم بیرون گه آژیر ا.ت.یش رو زدن با تمام توانم دوویدم که دختره بادیگارد تازه پدرم رو دیدم از دستش گ.ر.ف.ت.م و دویدم که یادم به (اسم دختر عموش😐 چی بود ؟ نگفته بودم فک کنم اسمش یونا هس) یونا افتاد دست دختره رو ول کردم و داشتم به طرف اتاقش میدووویدم که دختره دستم ک و گ.ر.ف.ت و ه.و.ل.م داد بیرون و خودش دویید که دیگه از دود ندیدم جی: دوویدم به سمت
اتاقا دیدم اقای جئون هم داره سرفه میکنه دستش رو انداختم به شونم و زود اوردمش بیرون دوباره رفتم به یه دری که صورتی مایلی بود بازش کردم اره درسته اتاق یونا بود زود برداشتمش و دوویدم بیرون بعد که فهمیدم کلا هچکی نیس داشتم میرفتم بیرون که یه لحظه هیجا رو ندیدم واقعا داشتم می.م.ر.د.م داشتم تار میدیدم که دیگه هچکی نفهمیدم از زبان کوک: اصلا دختره نیومد بیرون نگران شدم برا همین رفتم توش ولی هیچی ندیدم که اومدن و بردنش بیرون کلا دود شده بود (ادامه تو نتیجه)
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
سلام آجی خوبی منم اریسا کانتم پرید😑
سلام عشقم باش
عالی بود 💕
میشه لطفا پارت ها رو زود تر بزارید
ممنونم گلم
من واقعا سرم شلوغه باشگاه هام و اونیکی ها که میرم خسته میشم ولی سعی میکنم زود تر بزارم
پارت بعد؟
حتما
☂️💜
عالییی
ملسی